الان فهمیده ام که ایمانهای نیازموده ما  بقدری سست اند که با دیدن دین ورزان بداخلاق ، بهم میریزد و فرد همه دین را یک وعده پوچ میبیند.

از سایت دکتر شیری

شاد بودن، هدف نیست. یک انتخاب است

لینک
سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠ - بنویس من

       

اینو از یک وبلاگ با یک ارتباط پیدا کردم خیلی خوشم اومد:

 

همه‌ی مشکل عشق به نظر من این‌جاست: ما برای خوش‌بخت بودن احتیاج به احساس امنیت داریم و برای عاشق بودن محتاج نا امنی هستیم. خوش‌بختی از اطمینان می‌آید، در حالی‌که عشق به سمت شک و نگرانی می‌کشاندمان. یعنی، خلاصه بگویم، ازدواج برای این آمده که ما را خوش‌بخت کند نه برای این‌که عاشق بمانیم. عاشق شدن راه یافتن خوش‌بختی نیست.

لینک
یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠ - بنویس من

   عاشق باش...   

کل این دنیا یه بازیه...

بعضی ها سخت میگیرندش و دل به بازیهاش نمیدن و میگن زودگذره...

بعضی ها دل میدن و صادقانه با تموم وجودشون بازی میکنن... دل میبازن، دل میبندن، عاشق میشن و پیش میرن...شاید در نهایت زیر سوال باشن اما به خاطر دل پاکشون از اشتباهاتشون میگذرن!

 

 

لینک
دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩ - بنویس من

   و من...   

و من خیلی تنهامو تنهاو تنهام...

اینهمه سکوتو نمیخوام، یه شادی بدون غم

با یه عالمه پاکی میخام...

کجای کارم اشتباس که این همه سر در گمم؟

 

لینک
جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ - بنویس من

   خواهش میکنم...   

خدایای من میشه ازت خواهش کنم یه دید دیگه از آدمها بم نشون بدی؟

خسته شدم از این زاویه دید!

 

لینک
دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩ - بنویس من

       

من زمان زیادی در سیرک زیسته ام

وهمیشه وهر لحظه برای بند بازان  روی ریسمان لرزنده نگران بودم.

اما این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین استوارو گسترده

بیشتر از بند بازانی که روی ریسمان لرزنده هستند سقوط می کنند.

اما اگر روزی دل به مردی آفتابگونه بستی

با او یکدل باش وبراستی او را دوست بدار.

دخترم هیچکس و هیچ چیز را

در این جهان نمی توان یافت که شایسته تر ازآن باشد

که دختری  حتی ناخن پایش را عریان کند

برهنگی بیماری عصر ماست به گمان من تن تو باید برای کسی باشد

که روحش را برای تو عریان کرده است.

بخشی از وصیت چارلی چاپلین به دخترش جرالدین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک
پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩ - بنویس من

   چقدر سر یه مسئله تکراری بجنگم؟   

مثل همیشه... تکراری و آزاردهنده...ناراحت 

همه با یک همدستی میخوان به من چیو ثابت کنن؟ 

خدا چند بار منو از این مسیر میخواد آزمایش کنه؟

غصصصصصصصصه دارم...

لینک
چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩ - بنویس من

   یادم باشد...   

 

 

یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود.

یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود. 

لینک
جمعه ٥ شهریور ۱۳۸٩ - بنویس من

   اضطراب و نگرانی   

زندگی خیلی پیچیده تر این بازی کودکانه ی هر روزه است، چون با آدمهای زنده در ارتباطیم.

مخصوصن اگه یارو کله شق و یکدنده هم باشه. منطق هم فقط منطق خودش باشه...

 

لینک
یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٩ - بنویس من

   every things will be alright!   

شاید سخت ترین چیز الان یه خشمیه که میدونم باید سرکوب بشه تا 2 هفته دیگه...

مطمئن نیستم بتونم ار پسش بر بیام اما باید  تلاش کنم!

چه حس سنگین و احمقانه ایی به آدم میده!

?How can I pretend all of these days

یه آدم بدشانس... 

لینک
پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸٩ - بنویس من